مطالبی مفید برای مهندسین صنایع ، MBA ، مدیریت صنعتی و ... (www.ie-iran.ir )

|
|
شش سيگما و توليد ناب(قسمت اول) شش سيگما و توليد ناب شش سيگما و توليد ناب : روش شش سيگما و توليد ناب نسبت بهم مانند سيب و پرتقال هستند . توليد ناب ، سيستمي است که شامل کيفيت ، منابع انساني ، حفاظت ، مهندسي و ديگر ويژگي هاي حمايتي براي رشد صنايع اتومبيل مي باشد . در عوض شش سيگما ، نظريه اي است براي بهبود کيفيت ،که روي قابليت هاي پروسه تمرکز دارد، و از صنايع الکترونيک سرچشمه گرفته است . در مديريت کيفيت اين دو نظريه مکمل هم هستند . درحالي که شش سيگما براي تعيين قابليت هاي پروسه بکار مي رود، ابزارهاي توليد ناب ، بخشي از جريان سنجش پيشرفت و يا رکورد ، بررسي موفقيت ، اثبات خطا در مورد مشکلات مجزا ، وخطاهاي انساني و رفتن به سطح بالاتري ازکيفيت ، را بررسي مي کند . سيستم کمربند مشکي ، نظريه منحصر بفردي است که بر اساس مشاوره هاي داخلي براي بکار بستن شش سيگما و تلاش براي شفاف کردن شش سيگما براي توليد ناب بکار مي رود و در شرکت هاي مختلفي با سطوح موفقيتي متفاوت بکار گفته شده است . در شرکتهايي که شش سيگما هنوز محتواي تکنيکي دارد ، توليد ناب هم روي مديريت و هم روي تکنولوژي تاثير گذار است و انتقال پذيری يک روش اجرا به ديگری ، يک نتيجه مسلم نيست . مقايسه ابتکارات بهبود : معمول ترين بخش قابل ارزيابي در مورد اين دو نظريه ان است که آنها رقيب هم هستند يا مکمل هم و يا در شرايطي مي توان آنها را يکسان محسوب کرد . اين مطلبي است که اکثر مهندسين هنگاميکه دچار مشکل مي شوند ، مايلند از ان اطلاع حاصل کنند . مثلا ممکن است يک ابتکار مشترک براي بکار بستن طرح X وجود داشته باشد، در حاليکه روزنامه هاي اقتصادي مي گويند که صنعت به سمت Y مي رود ، يا اينکه سازمان در 3 سال گذشته روي X کار کرده باشند و يک تغيير جديد در مديريت استراتژيک به Y توجه کرده است . چنين موقعيت هايي مهندسين را براي اطمينان از اينکه TOC , ERP TQM ,توليد ناب ، توليد سريع ، شش سيگما ، وبقيه روشها مي توانند تيم کاري موجود را بطرف يک هدف مشترک ببرد، يا خير، نگران مي کند. در حاليکه ما اين نياز را درک کرده ايم ، اما ارائه ان به مهندسين نگران الزاما نمي تواند بهترين روش باشد. هنگاميکه عنوان هاي مختلفي داراي يک محتوا هستند لازم است که اين مطلب گفته شود . در طول 20 سال گذشته ، سيستم توليدي تويوتا ، JIT ، توليد در سطح جهاني، توليد ناب ، توليد همزمان ، و ساخت ناب براي ارائه يک مطلب بکار رفته اند . از طرف ديگر، روش شش سيگما، در منشاء پيدايش ، فلسفه ، دامنه کاربرد ، محتواي تکنيکي و نظريات کاربردي ، با ديگران متفاوت است . هر چندکه مشاوران مي توانند روي شش سيگما و توليد ناب با مديريت از بالا و با استفاده از هر دو نظريه تاکيد کنند ، اما اين ترکيب نمي توانند چيزي بيشتر از ديگر روشهايي باشد که در صنعت بکار مي رود . هدف اصلي ما در اين مقاله آن است که توليد ناب و شش سيگما هر دو نظريات با ارزشي هستند اما اينکه سعي کنيم انها را با هم ترکيب کنيم باعث سردرگمي خواهد شد. توليد ناب ، که هنوز درحال پيشرفت است و تکميل نشده ، نتيجه 50 سال تلاش مي باشدکه ابتدا فقط در شرکت تويوتا مطرح شد و سپس درميان سازندگان ديگر اتومبيل، ديگر صنايع و حالا درکشورهايي به غير از ژاپن مطرح است . اين نظريه شامل کيفيت ، منابع انساني ،کنترل توليد ، و نگهداري مي شود. شش سيگما ، از ابتداي پيدايش آن که 21 سال پيش در شرکت موتورلا بوده است ، بعنوان يک نظريه ابتکاري براي حل بحران کيفيت ، ايجاد شد و تا حدي مقبوليت يافت که مديران جنرال الکتريک بجز با اموزش و گرفتن گواهينامه در آن نمي توانند کار را از پيش ببرند و آن را موفق ترين برنامه توسعه در دو دهه گذشته قلمداد مي کنند . برخي از هواداران شش سيگما و توليد ناب تلاش مي کنند اين دو نظريه را فراتر از حيطه هايي که تابحال در آنها موفق بوده اند بکار بگيرند . ما با چنين تلاشهايي موافق نيستيم ، توليد مقرون به صرفه درمورد توليد و ساخت کاربرد دارد ، نه در مورد بيمه يا خطوط هوايي و بسياري از ابزارهاي فلسفي ان در خارج از محيط مربوطه کارايي خود را از دست مي دهند ، کارايي آنها در جايي است که مواد را به محصولات ساخته شده تبديل مي کنند . سازندگان شش سيگما ، آن را بعنوان انقلابي در مديريت و نه فقط يک برنامه کيفي محسوب مي کنند . هنگامي که منظور سازندگان را در مورد کيفيت دريافتيم ، درک خواهيم کردکه تلاش براي تعميم شش سيگما ، فراتر از مسئله کيفيت ، ايجاد سردرگمي مي کند. محتواي تکنيکي شش سيگما در مقابل توليد ناب : هنگامي که مي خواهيم سيب را با سيب مقايسه کنيم ، بحث محتواي تکنيکي را روي ويژگيهاي کيفي توليد ناب در مقابل شش سيگما متمرکز مي کنيم و حداقل مي توانيم بگوئيم که همگرايي بين دو نظريه مشهود نيست . گفته هاي زير از شيگئو شينگو و مايکل هري عدم توافق فلسفي اين دو نظريه را آشکار مي سازد. · شيگئو شينگو مي گويد: هنگامي که براي اولين بار در مورد آمار در سال 1951 مطلبي شنيدم، شديدا معتقد شدم که امار بهترين تکنيک موجود است و 26 سال طول کشيدتا از اين نظريه کاملا رهايي يابم يعني سال 1986 · مايکل هري مي گويد : ما معتقديم که دانش اماري نسبت به عصر اطلاعات مانند سوخت فسيلي براي عصرصنعت است . در واقع آينده صنعت بستگي به درک آمارها دار د. شينگو هيچ جايي براي روش هايي اماري در کيفيت در نظر نمي گيرد اما بنيانگذار شش سيگما انهارا نه تنها براي کيفيت بلکه براي کل آينده صنعت اساسي مي داند . واضح است که اين گفته از متون مربط به اين دو نفر بدست آمده اند . اما زمينه اين گفته ها مشخص نيست، جداي از جبهه گيري در مورد اين دو نظريه مختلف، جاي تعجب است که اين عقيده استوار را چگونه در اين موارد بدست آورده اند. دنياي شينگو بيشتر در خودرو خلاصه مي شود . اما جهان هري ، دنياي الکترونيک است و اين دو صنعت از نظر تاريخي نظرات متفاوتي نسبت به کيفيت داشته اند. در اغاز پيدايش صنايع خودروسازي ، تکنولوژي برتر و کليدي ساخت قطعات قابل تعويض ، مدلسازي در طراحي و حذف ارتعاشات با استفاده از ابزارهاي خاص بود که مي توانست روي فلزات مختلف کار کند و ظهور کنترل کيفي آماري در دهه 1920 در اين صنايع ديده شد . تا اين تاريخ کارخانجات توليد خودرو و موتور بهترين کيفيت را ارائه مي دادند و در عين حال از متدهاي اماري درکيفيت استفاده نمي کردند. مشکلات عمده کيفيتي آنها ربطي به قابليت هاي پروسه نداشت بلکه به خطاهاي انساني مربوط مي شد . ماشين ها مي توانستند دامنه تلورانس مورد نظر را روز ورود و روز خروج ، و تا زماني که اپراتورها برنامه هاي صحيح را براي قطعات مناسب اجرا مي کردند حفظ کنند . بنابراين تعجبي نداشت که توجه روي پيشبرد کيفيت در اين صنايع ، جلوگيري از خطاي انساني باشد ، که به آن اثبات خطا و يا پوکا- يوکه مي گفتند که اختراع غيرآماري شيگئو شينگو بود. از طرف ديگر صنايع الکترونيک ، زادگاه رويکرد آماری به کنترل کيفيت است . شوارتز در شرکت بل لبز کار مي کرد . و بهترين کار او کتابي درمورد کنترل کيفيت آماري در شرکت وستون الکتريک است . 80 سال بعد از او صنايع نيمه هادي از صنايعي بودند که بيشترين استفاده را از نرم افزارهاي تحليل آماري بردند و از اين آمارها براي افزايش بازده، که در واقع تلاشي براي بهبود کيفيت است ، استفاده کردند . دليل دوام روشهاي آماري در صنايع الکترونيک ، ناپايداري دروني در پروسه هاي ساخت نبوده ، بلکه دامنه نوآوري ها بود که شرکت ها را وادار مي کرد که با حجم بالايي از توليد به پيش بروند ، قبل از اينکه پروسه هاي آنها به حد کمال برسد، چيزي که در صنايع اتومبيل سازي معمول بود . در دنياي الکترونيک اگر صبر کنيد تا پروسه هاي شما کامل شود ، محصولات شما منسوخ و از رده خارج خواهد شد. پس نمي توانيد صبر کنيد تا مشکلات پروسه ها، قبل از توليد انبوه حل شود ، بنابراين روشهاي آماري که مي توانند به شما کمک کنند تا قابليت پروسه را تعيين کنيد، در مرکز قرار دارند . محتواي تکنيکي شش سيگما: در سال 1981 هنگامي که شش سيگما ظهور يافت ، صنايع الکرونيک امريکا ، توسط رقباي ژاپني خود مورد هجوم قرار گرفتند ، رقيبهاي ژاپني ، کيفيت محصول خود را بدليل کاربرد کامل جنبش SPC با بکار بستن قواعد کيفيت مطمئن در سازمان مهندسي و توليد، بهبود داده بودند . اما تلاش براي توسعه استفاده از روش هاي SPC در شرکتهاي امريکايي نشان داد که ترکيبي از چارت هاي کنترلي ، هيستوگرام، نمودارهاي پراکندگي، روشهاي نمونه گيري ، برنامه هاي بازرسي و ديگر ابزارها که 70سال پيش توسط والتر شوارتز معرفي شدند و بعدها توسط دبليو- اي- ديمنگ ، اي- والد و کي- ايشي کاوا توسعه يافتند ، براي محيط هايي مناسب هستندکه سنجش ها در آن بصورت دستي انجام مي شود و روي کاغذ يادداشت مي گردد ، با اينکه اين ابزارها گواهي براي خلاقيت متکبرين آنهاست ، اما امروزه بسيار عجيب و قديمي بنظر مي رسند . از دهه 1930 نه تنها تکنولوژي جمع آوري اطلاعات تغيير يافت بلکه آمارگرهايي نيز مانند جان توکي ابزارهاي فراواني که از نيروي پردازشگري کامپيوتر سود مي جست را ، ارائه کردند . امروزه ، تست گرهاي نيمه هادي ، صدها متغير رادر يک مدار جمع آوري مي کنند ، اما حتي در صنايع کامل ، تست گرهاي دوکي شکل درمراکز ماشيني ، ماشينهاي اندازه گيري (CMM) را تنظيم کنند و يا سيستم های نظارتی و جمع آوری اطلاعات (SCADA) مي توانند ويژگيهاي بسيار زيادي از محصول را جمع آوري کرده و فورا آنها رادر دسترس افراد براي تحليل قرار دهند . حتي هر نرم افزار صفحه گسترده که روي هر دسک تاپ مهندسي در دسترس است همراه با يک بسته تحليلگر مي باشد که بسيار قويتر از SPC هاي سنتي است . علاوه بر اين ، محصولات نرم افزاري آماري خاص، تحليل هايي از داده هاي چند متغيره انجام مي دهند و طراحي آزمايش با قيمتي کمتر از هزينه کار يک هفته يک مهندس در دسترس مي باشد . اما عوامل غير تکنيکي ابزارهاي مدرن را از درک خسارات احتمالي شان عاجز کرده است . دليل اين امر تکنولوژي نيست ، بلکه فقدان مهارت است . افراديکه ابزارهايي مانند تشخيص "فيشر" يا طرحهاي کسری کارخانه اي را از ازمايشها درک کنند ، معمولا درکارخانه ها کم پيدا مي شوند ، بعلاوه دانش آنها ارزش زيادي ندارد ، مگر انکه ميزان بار و سرعت لازم رابراي تراشکاري بدانند ، و افرادي که هم دانش پروسه و هم دانش اماري دارند در واقع وجود ندارند . شش سيگما سعي دارد که اين مشکل را با روشهاي زير حل کند. · کيت ابزاري هدف دار از تکنيک هاي آماري . منظور اين است که مهندسين پروژه اي تربيت کنيم که نتايج بسته هاي نرم افزاري اماري را بتواند تفسير کنند . نيازي نيست که آنها اصول آمار را بدانند ، اما بايد بدانندکه کدام ابزار را براي کدام مشکل بکار ببرند و همچنين بفهمند که اعداد آماري درباره پروسه چه مي گويند . · متدلوژي حل مسئله ،که قالبي سيستماتيک از داده هاي حاصل براي بکارگيري و ثبت اطلاعات فراهم مي کند . · هدف نهايي شش سيگما و يا 4/3 اشکال در هر ميليون فرصت . · براي مربيان در سازمان جايگاهي معلوم شود و عنوان جذاب کمربند مشکي هاي شش سيگما به آنها داده شود . قبلا به آنها کارمندان اماری گفته مي شد که اين عنوان مفهوم انساني زنده و پويا را در بر نداشت . در حاليکه کمربند مشکي واژه اي مربوط به هنرهاي رزمي است ، اما در مکالمات روزمره ژاپني ها براي معرفی يک شخص واقعا خبره و حرفه ای نيز همين واژه را بکار ميبرند ، اما کاربرد اين واژه در شش سيگما اهميت ويژه اي دارد . واضح است که افراد ماهر و استاد در هنرهاي چيني از جمله شوالين کونگ فو ، مانند بروس لي ، مي توانند به سادگي کمربند مشکي کاراته دريافت کنند . مشکل هنرهاي رزمي چيني ، نيز مانند آمارهاي مدرن ، ان است که هر استاد فقط قادر است يک يا دو فرد را در دوران زندگي خود تعليم دهد ، درحاليکه مربي کاراته مي تواند صدها کمربند مشکي را تعليم دهد . همچنين کمربند مشکي هاي شش سيگما ممکن است انقدر مطلع نباشند که آنها را با آمارگران قديمي مقايسه کرد ، اما مهندسين ساخت که از پروسه نيز اطلاع داشته باشند را مي توان بعنوان کمربند مشکي شش سيگما با تعداد زياد و در مدت 9 ماه تا يکسال آموزش داد. |
|